سفر در وطن

سفرِ درونی، سفر از صفات مذموم به ستوده

تبلیغات تبلیغات

پانزده

بخوام حساب کنم دقیقا دو ماه و ۱۵ روزه که چادر میپوشم داستانش طولانیه که چی شد و من چطور چادر سرم کردم یا کم لطفی نکنم بهتر بگم چی شد که افتخار پوشیدن چادر نصیب من‌ شد ... تو این ۲ ماه و ۱۵ روز باررررررها با مامان و خواهرم بحث جدی تا حتی نزدیک دعوا! داشتم که جمع کن بابا اون پارچه مشکیه رو ... همه پیشرفت میکنن بعد حالا تو یادت افتاده چادر سرت کنی ؟ من خجالت میکشم بگم مامانم نماز صبحش قضا نمیشه ولی با من دعوا _ جدا دعوا _ میکنه که چادرمو دیگه نپوشم ! و خواهرم هم ! خواهرم تا چند وقت پیش پوشیدن "عبا" رو لوس و بی معنی و مسخره میدونست وقتی عبا تن یه خانوم میدید میگفت اینا هم تکلیف ندارن ، یا درست چادرتو سرت کن یا مانتو آدمیزادی بپوش نه اینی که اینقدر تو دست و پاعه !!! بعد حالا واسه اینکه من چادرمو بردارم میگه ببین میخوای محجب باشی عبا هم خوبه ها ، عبا بپوش بببین فلانی رو چقدر قشنگ شده ! و من _ فک
ادامه مطلب

شانزده

آغوش علی منزل امنی است، پس از مرگ داخل بشوم کاش در آن حصن حصینش  یا رب برسانم به نجف دغدغه دارم کم بوسه زدم نوبت آخر به زمینش...   شهادت مولای متقیان امیرالمومنین علی(ع) ، تسلیت میگم به همه ی شیعیان جهان ، همه ی محبان و پیروان علی (ع) کاش ما به عنوان شیعه علی(ع) رو بیشتر میشناختیم،  که بتونیم بیشتر ازش بگیم ، تا بتونیم علی (ع) و آلِ علی رو به همه بشناسونیم ، یکسری از آدما جهت ایمان آوردن فقط و فقط و فقط یه تلنگر نیاز دارن ! کاش لایق باشیم و این یه تلنگر از طرف ما باشه ، کاش اینطوری به چشم مولا بیاییم ... اول به خودم تذکر میدم که ادعای کتابخون بودن میکنم ، از این به بعد بیشتر باید حواسمو جمع کنم که چی میخونم ، باید از امیرالمومنین بیشتر بخونم ، تا بتونم متقن و محکم‌ ازش صحبت کنم ... یا علی مددی ❤   در این شبها ، بگذریم از دلخوریهایی که از بقیه تو دلمون هست تا خدا هم از تقصیرات بزرگ و کوچیک‌
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها